• اولین فیلم مستند از محله صمیمی ما – خانی آبادنو

    اولین فیلم مستند از محله صمیمی ما – خانی آبادنو

    باعرض ادب و احترام ویژه خدمت تمامی اهالی دوست داشتنی Read More
  • غزلم سوخت، دلم سوخت، دل آقا سوخت روضه ی ام ابیهاست، خدا رحم کند  منبع: کانال ارباب حسین علیه السلام

    غزلم سوخت، دلم سوخت، دل آقا سوخت روضه ی ام ابیهاست، خدا رحم کند منبع: کانال ارباب حسین علیه السلام

    بوی دود است که پیچیده ، کجا میسوزد؟نکند خانه ی مولاست Read More
  • برای روضه‌ی زهرا به ما توان بدهید به چشم گریه کنان اشک بی امان بدهید

    برای روضه‌ی زهرا به ما توان بدهید به چشم گریه کنان اشک بی امان بدهید

    برای روضه‌ی زهرا به ما توان بدهید *** به چشم گریه Read More
  • به غیرت علی قسم، که فخر زن حجاب اوست

    به غیرت علی قسم، که فخر زن حجاب اوست

    امشب ای‌کاش غوغا نمی‌شد و..، در وا نمی‌شد و... آتش Read More
  • دعایی که سیدحسن نصرالله در زمان گرفتار‌ی می خواند

    دعایی که سیدحسن نصرالله در زمان گرفتار‌ی می خواند

    حجت‌الاسلام موسوی مطلق در صفحه مجازی خود با اشاره به Read More
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

بسم الله الرحمن الرحيم

قَدْ طَلَعَ طَاِلعٌ وَ لَمَعَ لامِعٌ وَ لاحَ لائِحٌ وَ اعْتَدَلَ مَائِلٌ وَاسْتَبْدَلَ اللهُ بِقَومٍ قَوماً وَ بِيَومٍ يَوماً وَ انْتَظَرْنا الغِيَرَ اِنْتَظَارَ الْمُجْدِبِ الْمَطَرَ

(آگاه باشيد) خورشيد (خلافت امام عليه السلام بر حسب ظاهر) طلوع كرد و آشكار شد. و درخشنده (حق و عدالت) درخشيد. و ظاهر شونده (آثار فتنه و جنگها كه در زمان حضرتش روي داد) هويدا گرديد. و انحراف و كجي (ناداني و گمراهي) مستقيم و راست شد(از بين رفت). و خداوند گروهي را (امام عليه السلام و پيروانش)  بگروهي(خلفاء و همراهانشان) و روزي را بروزي تبديل فرمود. و ما انتظار تغيير اوضاع و گردش روزگار را (براي ترويج دين اسلام) داشتيم مانند قحطي كشيده و خشكسالي ديده كه منتظر باران است. (چشم براه داشتيم كه ايام ناداني و گمراهي بگذرد و روزگار هدايت و رستگاري برسد.)[1]


 

خدا را شاكريم از آن جهت كه ما را در ظل حكومت الله قرار داد. خدا را شاكريم از آن جهت كه بعد از گذشت قرنها در گوشه اي از اين كرة خاكي ما را در كشوري قرار داده كه به جهت انتساب مذهب و حاكمان آن به ائمه و پيامبر اكرم صلوات الله عليهم اجمعين مرضي رضاي اوست. مشروعيت آن بواسطه انتساب قوانين و حاكمان آن به حج الهي و انبياء الهي بدست آمده. از خداوند منان خواستاريم تا با عنايات خاصة خود، ما را خادم به اين نظام مقدس قرار دهد.

بحثي را كه در نظر گرفته ام تحت عنوان مقايسة انقلاب ايران با يكي از انقلاب هاي جهان مي باشد.

  • آيا انقلاب ايران شبيه ساير تحولات سياسي، اجتماعي در ساير كشورها مي باشد؟ اين شباهت در كجاست؟
  • آيا برجستگي و ويژگي قابل توجهي در انقلاب ايران وجود داشته است؟ آن خصائص كدامند؟
  • اصلاً چه اتفاقي رخ داد كه همه چيز به يكباره به هم ريخت و متحول شد؟

براي پاسخ به اين سئوالات لازم است طي يك مقدمه اي به چند مطلب اشاره كنم.

  • مطلب اول: انقلاب يعني چه؟ و فرق آن با كودتا، شورش و . . . .چيست؟

براي كلمة انقلاب تعاريف متعددي بكار رفته. انقلاب در لغت يعني دگرگون شدن. و در اصطلاح يعني:

(حركتي مردمي در جهت تغيير سريع و بنياني ارزش ها و باورهاي مسلط، نهادها سياسي، ساختارهاي اجتماعي، رهبري، روش ها و فعاليتهاي حكومتي يك جامعه است كه توأ‚ با خشونت باشد)[2]

در اين تعريف 4 ركن وجود دارد:

  • حركتي مردمي است.
  • سريع است.
  • بنياني است.
  • همراه با خشونت است.

(امّا شورش تنها بروز موجي از نارضايتي است كه موجب تغييراتي در مديريت نهادهاي سياسي مي گردد. ولي تغيير بنياني در آن ديده نمي شود.) [3]

و كودتا (يك رشته فعاليتهاي توطئه آميز خارج از قاعده و قانون است كه توسط يك اقليت نظامي در برابر نظام حاكم انجام مي گيرد و در آن مردم هيچ نقشي ندارند.)[4]

با توجّه به تعاريف دكترمنوچهر محمّدي در كتاب خود(انقلاب اسلامي زمينه ها و پيامدها)، روشن مي گردد كه فرقهاي اساسي بين انقلاب با ساير فاكتورهاي ايجاد دگرگوني در يك جامعه وجود دارد.

خلاصه آنكه در انقلاب دو مؤلفه نقش اساسي دارد: كه اگر اين دو مؤلفه نباشد به آن انقلاب گفته نمي شود.

(الف- انقلاب بايد منجر به تغيير نظام سياسي حاكم شود.

ب- در جريان شكل گرفتن انقلاب، بايد ارزشها و باورهاي مسلط بر جامعه دگرگون شوند.)[5]

  • مطلب دوم: چرا انقلاب رخ مي دهد؟

براي پاسخ به اين سئوال مطالب فراواني مي توان بيان كرد. نظريات موجود در علوم سياسي و علوم اجتماعي را مي توان نقل كرد. لكن تنها با اشاره اي گذرا بر يك مطلب مهم پاسخ به اين سئوال را اجمالاً مطرح مي كنيم.

هر گاه حكومتها يعني قدرت سياسي حاكم نتوانند مردم را منطبق با خواسته هاي خود كنند. و هر چه فاصله بين قدرت سياسي (حكومت وقت) با قدرت اجتماعي(مردم و گروههاي مختلف) بيشتر و بيشتر شود؛ وقوع يك انقلاب فراگير بسيار نزديك خواهد بود. بعبارت ديگر (تضاد ميان ارزشهاي مسلط بر سيستم سياسي و ارزشهاي حاكم بر گروههاي اجتماعي سبب تشديد بروز يك انقلاب خواهد شد.)[6]

برخي بر اين باورند كه هميشه مشكلات اقتصادي سبب بروز انقلابها خواهد شد. خير همه جا مشكلات اقتصادي سبب بروز يك انقلاب نخواهد شد. همانگونه ماركس و پيروان وي معنقد بودند. بلكه ساير علل نيز مي تواند در بروز يك انقلاب نقش داشته باشد. مانند انقلاب ايران كه علت مهم آن مذهب بود.

در بين ماركسيستها هستند كساني كه نظري خلاف نظر ماركس دارند. از جمله تروتسكي مي گويد: (در واقع صرف وجود محروميتها براي برانگيزاندن يك شورش كافي نيست. زيرا اگر چنين بود توده ها مي بايست هميشه در انقلاب بوده باشند.)[7]

با وجود چنين تضادي (اقتصاد مردم و حاكمان) نمي توان گفت صد در صد انقلاب رخ خواهد داد. خير زيرا ممكن است نظام حاكم از قدرت اقتصادي ، قدرت نظامي و حمايت هاي بسيار زياد بين المللي برخوردار باشد. و لذا براحتي انقلابيون را سركوب خواهد كرد. و آب از آب هم تكان نخواهد خورد.

 

  • مقايسه انقلاب ايران و فرانسه

حال با بررسي انقلاب ايران در سال 1357 ه.ش (1979  م )  و انقلاب فرانسه در سال 1789 م

به گوشه اي از شباهتها و فرقهاي اين دو انقلاب اشاره مي كنيم. و از طرفي به عظمت انقلاب اين ملت عظيم و فهيم پي خواهيم برد.

  • موقعيت اقتصادي

گفته شد قدرت اقتصادي نظام حاكم بروز يك انقلاب را به تعويق مي اندازد.

در فرانسه شرائط اقتصادي قبل از انقلاب بسيار وخيم و هولناك بود بطوريكه درك دورلئان (نائب السلطنه) در سال 1785 م مي گويد:

” ديناري وجه نقد در خزاين سلطنتي و صندوق هاي عايدات نداريم كه بتوان الزامي ترين مخارج را پرداخت. چون به امور مالي رسيدگي مي كنم، مي بينم خالصجات دولتي فروخته شده، عوايد دولتي تقريبا معدوم گرديده و عيدات عادي نيز به عنوان مساعده به مصرف دسيده و انواع و اقسام اسناد تعهد آور مالي دولتي در دست مردم است كه به مبالغ هنگفت بالغ شده و حتّي محاسبه و تعيين ميزان آن ها نيز از توان خارج است.“

و حال آنكه در ايران، در اواخر حكومت شاه، رژيم ايران در مطلوب ترين سطح از قدرت اقتصادي قرار داشت كه در تمام دوران سلطنت 57 ساله رژيم پهلوي بي سابقه بود. با افزايش سريع و غير قابل پيش بيني درآمد نفت، رژيم ايران نه تنها تبديل به يكي از دولتهاي ثروتمند شد، بلكه جامعه ايراني را به يك جامعه كاملا مصرفي تبديل كرد. و بر خلاف رژيم هاي فرانسه و روسيه ، نه تنها دولت مقروض نبود، بلكه به بسياري از دولتها وام هاي سخاوتمندانه اي اعطا كرده بود و از ذخاير ارزي قابل توجهي برخوردار بود.

  • موقعيت نظامي

از مهم ترين و در عين حال محسوس ترين ابزار قدرت و اعمال حاكميت هر رژيم سياسي به ويژه نظام هايي كه با بحران ها و فشارهاي داخلي مواجه مي باشند و نياز به تهديد و ارعاب و احيانا سركوب حركتهاي معارض و مخالف خود را دارند، قدرت نظامي آن ها مي باشد. هرگاه در يك نظام سياسي، قدرت نظامي از انسجام لازم برخوردار نباشد و روحيه خود را در اثر شكست هاي پي در پي از دست داده باشد و هم چنين دولت به خاطر مشكلات اقتصادي امكان تأمين تداركات و خواسته هاي آنها را نداشته باشد. و در نهايت قدرت نظامي اعتقاد و ايمان خود را به رژيم سياسي از دست بدهد، قدرت سياسي ديگر قادر به بهره برداري از چنين نيرويي براي سركوب قدرت اجتماعي معارض نخواهد بود. بلكه نظاميان، خود به صورت يك مدعي خطرناك در مي آيند و احياناً به گروه هاي اجتماعي مخالف خوهند بپيوست و احتمال سقوط قدرت سياسي را شديداً افزايش خواهند داد.

فرانسه در طول پنجاه سالِ قبل از انقلاب مدت 26 سال در جنگ و منازعات مهم بين المللي بود و در اين منازعات، نه تنها جز يك ايالت چيزي به دست نياورد، بلكه دچار شكست ها و خسارت هاي عظيم مالي و جاني شد و قابل پيش بيني بود كه افسران ارتش به سركوب انقلاب بي علاقه باشند و اين امر موجب اختلاف و تضاد سياسي و اجتماعي شود به طوري كه نهايتاً هر حركتي را براي سركوب مخالفين پادشاه و طبقات محافظه كار مسلط، غير ممكن مي ساخت و زمينه را براي پيروزي انقلاب فرانسه مهيا مي كرد.

امّا ارتش شاهنشاهي ايران بر خلاف فرانسه در طول حداقل 57 سال قبل از پيروزي انقلاب، در هيچ جنگ خارجي مهمي شركت نكرده بود. محمد رضا شاه بيش از هر پادشاهي در ايران به نيروهاي مسلح توجّه داشت. او به عنوان فرمانده نيروهاي مسلح، احساس مي كرد كه يك ارتش قوي و نيرومند و درعين حال وفادار به پادشاه ، نه تنها مي تواند حافظ نظام سياسي او در برابر مخالفين باشد، بلكه با توجّه به جاه طلبي ها مي تواند ابزار و اهرم لازم را براي دخالت در امور منطقه و پيشبرد اهداف بين المللي او فراهم نمايد.

ميتوان با قاطعيت ادعا كرد فرانسه در زمان انقلاب با توجّه به شكستهاي پي در پي در جنگ هاي متعدد، از نظر نظامي در ضعيف ترين و نامطمئن ترين وضعيت بوده اند، ارتش هاي آن ها نه تنها حمايت لازم را از نظام سياسي حاكم نمي كردند، بلكه نسبت به انقلابيون گرايش نشان داده و حتي به آنها مي پيوستند. در حالي كه ارتش ايران از نظر نيرو و تجهيزات در بهترين شرايط بود و جز در موارد استثنايي و آن هم به صورت پراكنده، تا آخرين لحظات عمر رژيم نسبت به نظام وفادار باقي ماند و غالباً در سركوب انقلابيون نيز كوتاهي نكرد.

  • حمايت هاي بين المللي

پادشاهي فرانسه در قرن 18 با توجّه به جنگ هاي طولاني كه لويي پانزدهم و شانزدهم با كشورهاي همسايه خود منجمله اتريش، روسيه، انگليس و اسپانيا داشتند، نه تنها در شرايط بحراني دوران انقلاب از حمايت آن ها برخوردار نبود، بلكه همة اين دول در جهت تضعيف لويي شانزدهم تلاش كردند و متقابلا به حمايت از گروه هاي معارض و مخالف برخاستند .

امّا دولت ايران و رژيم شاه از حداقل يك دهه قبل از سقوط خود عليرغم وجود شرايط دوقطبي در جامعه بين المللي، با توجّه به پايان جنگ سرد و آغاز دوره آرامش و هم زيستي مسالمت آميز، از حمايت كامل دو ابرقدرت و قدرت هاي بزرگ و منطقه اي، تا آخرين روزها برخوردار بود و متقابلا انقلابيون ايران از هيچ گونه حمايت بين المللي برخوردار نبودند. و رژيم شاه در ايران از اين جهات در شرايط مطلوبي به سر مي برد و تقريبا همة قدرت هاي بزرگ شرق و غرب و همسايگان آن از اين رژيم حمايت مي كردند، در حالي كه هيچ دولتي از انقلابيون حمايت نمي كرد.

  • قدرت اجتماعي

قدرت اجتماعي ، متشكل از گروههاي اجتماعي فعالي است كه بر پاية ارزش ها و باورهاي مسلط و مشترك به هم نزديك شده اند و زماني كه قدرت سياسي توانايي و يا ارادة تأمين ارزش ها و خواسته هاي آن ها را نداشته باشد، گروه هاي اجتماعي مأيوس شده به دنبال رهبر يا رهبراني كه بتوانند خواسته ها و نظرات آن ها را تعقيب و تأمين نمايند، حركت خواهند كرد. در ايجاد و تشكل قدرت اجتماعي، سه ركن اساسي قابل تشخيص هستند: مردم، رهبري و ايدئولوژي

  • مشاركت مردمي

در انقلاب فرانسه مردم نقش چنداني نداشتند.[8] امّا در انقلاب اسلامي ايران همانطور كه در بخش دوم توضيح داده شد. به استثناي اقليتي محدود و بخش اعظم ارتش كه وابسته به نظام شاه بودند، همة اقشار مردم از همة طبقات و گروه هاي اجتماعي، در سراسر كشور اعم از شهرها و روستاها، همه و همه چرخ هاي اقتصادي و اداري كشور را از كار انداختند و در مقابل رژيم تا دندان مسلح با دست خالي ايستادند و آن را ساقط كردند. حتّي بعد از پيروزي نيز مردم ايستادند و تا هم اكنون در مواقع حساس مردم بوده اند كه كشور را نجات داده اند. امّا در فرانسه حتّي بعد از پيروزي مردم حضوري كم رنگ پيدا كردند و آمار حضور در انتخابات اين نظريه را ثابت مي كند.

  • رهبري

رهبري در ايران يكي از اركان موفقيت انقلاب بود. مردي برخاسته از متن دين و مردم. آشناي با مباني ديني و انساني. زمان شناس، شجاع، مقتدر، صريح و دهها خصوصيت ديگر، از او يك انسان كامل و منحصر بفرد ساخته بود. هم او بود كه در مواقع خطر با هوشياري مردم را به صحنه مي كشاند و هم او بود كه توانست اعتماد مردم را جلب كند تا حدي كه مردم براحتي جان خود را در راه او و آرمانهاي او اهدا مي كردند.

امّا در انقلاب فرانسه رهبران چنين ويژگيهاي جامع و كاملي را نداشتند و اصولاً از طبقه متوسط و حتّي بالاي جامعه بودند و نمي توانستند درد مردم را بفهمند. ولذا مدافع مردم نبودند.

  • ايدئولوژي

مكتب اسلام از 1400 سال قبل به ايران وارد شده بود و مردم با آن مأنوس بودند و قاطبه مردم به آن اعتقاد داشتند و با آن زيسته بودند و در تار و پود زندگي آن ها نفوذ و رسوخ كرده بود. اين مكتب با توجّه به جهان بيني الهي، افق بسيار وسيعي براي پيروان خود فراهم مي كند كه علاوه بر آن كه سعادت اخروي را نويد مي دهد، براي همين دوره كوتاه زندگي در اين دنيا نيز دستور العملها و راهنمايي هاي لازم را براي امور زندگي روزمره فردي و اجتماعي و اداره جامعه در جهت تأمين سعادت دنيوي فراهم كرد به ويژه آن كه مكتب تشيّع با برخورداري از جوهره لازم انقلابي خود، زمينه هاي كاملا مساعدي در پروسه انقلاب اسلامي ايران فراهم آورده بود.

از اين فرهنگ غني نيز انقلاب فرانسه بي بهره بود. انقلاب فرانسه متكي به ليبراليسم بود كه تنها دنياي انسان را بشارت مي داد آن هم بسيار ناقص.

اين مقايسة اجمالي براي آن بود كه عظمت انقلاب اسلامي ايران به خوبي روشن شود. حركتي كه به اعتقاد برخي از صاحب نظران غربي و شرقي برجسته ترين اتفاق در قرن بيستم بود. انقلاب ايران بسيار از معادلات سياسي، اجتماعي، فرهنگي را به هم زد. و حتّي بر برخي از نظريات علمي در زمينه جامعه شناسي و سياسي و . .. .تأثير شگرفي گذاشت.

همانگونه كه اشاره شد مردم با ايمان بخدا و به فرمان ولي فقيه خود وارد صحنه شدند. شاه مايه ننگ ملت و نسلهاي ايران را مفتضحانه بيرون كردند و زمينه را براي ظهور امام زمان عج فراهم آوردند.

براستي بياد شعر حافظ مي افتيم كه گفت:

ديو چو بيرون رود فرشته درآيد

خدواند متعال نيز به مردم وعده داده كه هر در راه من قدم بردارد من او را ياري مي كنم.

ان تنصر الله ينصركم و چه زيبا ياري كرد درست در جائي كه مردم به خاك خون كشيده مي شدند. و بدون توجّه به حضور زنان و كودكان دژخيمان شاه همه را به گلوله مي بستند؛ خداوند منّت گذاشت و به مردم نيروي داد كه گويا از زخم و خون نمي هراسند. بي باكانه با عمال شاه مي جنگيدند. و بالاخره نصرت خداوند در 22 بهمن 57 بر همگان آشكار شد. و مردم ستم ديده از زير بار يوق استعمارگران و حاكمان بي لياقت امّا مسلح بيرون آمدند. و زمام امور را بدست خود گرفتند. با حضور در انتخابات هاي مختلف به طور غير مستقيم حاكم بر سرنوشت خود شدند.

اميد است مسئولين فعلي علت بروز انقلاب را فراموش نكنند. و هميشه در ذهنشان باشد كه بواسطه زحمات شبانه روزي اين ملت بود كه الآن به جايي رسيده اند.

در پايان بجاست كه متذكر شوم، لئن شكرتم لازيدنكم اگر با رعايت تقوي و بسط عدالت و مراعات حال يكديگر شكرگذار اين نعمت عظيم الهي بوديم بقاء آن را خداوند تضمين خواهد كرد. و الا بايد منتظر سرنوشت ديگري باشيم.

خدايا اين انقلاب را به انقلاب جهاني حجتت متصل بگردان. رهبر معظم و همة خدمتگذاران به اين نظام مقدس را در كنف حمايت خود حفظ بفرما.

السلام عليكم و رحمة الله و بركاته

علي خوش چشم


[1] .نهج البلاغه خطبة 152

[2] . انقلاب اسلامي ، زمينه ها و پيامدها ص25

[3] .همان مصدر/24

[4] .همان مصدر/24

[5] . همان مصدر/27

 

[6] . همان مصدر/28

[7] .همان مصدر/38

[8] .روبسپير در اين زمينه بيان جالبيدارد كه نقل آن مفيد است: ” تقريبا درهمه كشورهاي اروپايي سه مركز قدرت وجود دارد: پادشاهي، اشراف و مردم كه البته مردم فاقد قدرت هستند. تحت چنين شرايطي، يك انقلاب تنها در نتيجه پروسه اي تدريجي ميتواند به وجود آيد. آن پروسه توسط تجباء، روحانيّون و ثروتمنداني شروع مي شود كه توسط مردم محروم مورد حمايت قرار گرفته اند. آن هم زماني كه منافع آن ها با قدرت مسلط كه همان نظام پادشاهي است تصادم كرده است. بدين علت در فرانسه قضات، نجباء روحانيّون و ثروتمندان، انگيزه و تحرك اصلي را به انقلاب دادند و مردم بعدا در صحنه ظاهر شدند. كساني كه اولين حركت را شروع كردند دير زماني است كه توبه كرده اند يا حداقل، زماني كه ديدند مردم ممكن است حاكميت خود را به دست آورند، آرزو داشتند مي توانستند انقلاب را متوقف كنند. ولي در واقع آنها بودند كه انقلاب را آغاز كردند و بدون مقاومت و محاسبات غلط آن ها هنوز ملت تحت سلطه استبداد مي بود.

چقدر راحت این قوس صعودی را طی کرد، چقدر سریع. کمال، آگاهانه کامل شد و در یک کلام، بنده خوبی شد. شهید کمال کورسل نیز از آن گل‎های نادری است که به نفس حق باغبان انقلاب اسلامی‎، در گلستان اسلام ناب محمدی رویید و در معرکه دفاع مقدس پرپر شد.

کانون فرهنگی الزهرا سلام الله علیها

کانون فرهنگی الزهرا سلام الله علیها با هدف توسعه و ترویج فعالیت های فرهنگی در میان نمازگزارن، اعضای پایگاه بسیج و اهالی محله راه اندازی شد و فعالیت های مختلف پایگاه و مسجد در بخش های گوناگون از جمله: قرآن، امور شهدا، امور علمی، تربیت بدنی، اردویی ، سمعی و بصری و ... با یکدیگر تلفیق شده و با هماهنگی و همکاری مسجد و پایگاه بسیج به مورد اجرا گذاشته شده است.
لازم به ذکر است ثمره ارتباط مسجد و پایگاه منجر به اخذ مجوز کانون از بخش کانون های فرهنگی مساجد وزارت ارشاد در سال 88 گردید و هم اکنون نیز به حول و قوه الهی به فعالیت خود ادامه می دهد.